فراق - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 14:04
فراق از فراقت به جواني همگي پير شديمبي تو از وادي دنيا همگي سير شديم بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...در پي ديدن رويت همگي تير شديم از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيمدر سراشيبي ابروت سرازير شديم گو گدايان در اين خانه بيايند...
این چه تیپیه ؟؟؟؟ - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 8:41
. ﺩﺧـﺘﺮﻩ pm ﺩﺍﺩﻩ :   ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﯿﺎﻡ وایبر ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺑﻪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﺖ ﮐُﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻢ : ﺍﻻﻥ ﺑﺎ ﭼﯽ ﻫﺴﺘﯽ ؟ .. . . . ﻣﯿﮕﻪ : دامن قرمز ﻭ ﺗﺎﭖ ﺯﺭﺩ |: كاري به جوابش ندارم ولي آخه اين چه تيپيه:| Let
ستاره های چشم تو ... - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 8:41
اگه از عشق . میشه قصه نوشت میشه از عشقِ تو گفت میشه با ستاره های چشمِ تو مغربِ نو ، مشرقِ نو . برپا کرد میشه از برقِ نِگات خورشیدُ خاکستر کرد میشه از گندمیای سرِ زلفت یه عالم . شعر نوشت آره، از عشقِ
آرامش... - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
  آرامش   نه عاشق بودن است نه گرفتن دستی که محرمت نیست نه حرفهای عاشقانه و قربان صدقه های ثانیه ای و دروغ!!! آرامش حضور خداست... وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمیکند وقتی نیاز نیست برای بودنش التماس کرد آ
........ - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
بیچاره دلم با دیدنت باز هم لرزید نمیدانست تو همان بی وفای دیروزی بیچاره دل است عقل ندارد..
محرم - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی آنچنان باش که ارباب جوابت نکند «کربلا نشان داد که با صبر در عطشی کوتاه میتوان همیشه تاریخ را سیر
در آن لحظه... - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
میگویند بعد از مرگ تنها قسمت چپ مغز است که تا هشت دقیقه زنده می ماند و تمام گذشته ی خود را مرور میکند.. در آن   لحظه  .. برای آخرین بار به یادم خواهی آمد...
بزرگ میشوی... - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
یک روز از پس یک اتفاق   بزرگ     میشوی  روز اول حالت سنگین میشودگیج میشوی... هر لحظه گمان میکنی دنیا روی سرت خراب میشودروز دوم چشم هایت تب میکند.. میسوزد ولی حالت به سنگینی دیروز نیستروز سوم...امان از روز
گاهی... - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
گاهي چه دلگير ميشوي از خدا و گاهي چه بي اندازه دلت برايش تنگ ميشود؛ گاهي از حكمتش شاكي و گاهي راضي؛ گاهي مشكوك و گاهي مجذوب عدالتش ميشوي؛ گاهي از رگ گردن به تو نزديكتر و گاهي دور ميشود از تو؛ گاهي قد
.......... - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 13:44
نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد تو را دلت را صداقتت را با خودش یدک بکشد... که هروقت از سرِ بی حوصلگی از سرِ نبودنِ آرامشی آمد و سراغت را گرفت حالت را پرسید دلت را قل قلک داد و باز رفت و گم شد تو بم
اسمش عشقه - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:14
گاهی وقتی یکی بهت میگه فلان آهنگ رو گوش کن ینی... یه حرفی تو اون آهنگ هس که خودش هرکاری کرده نتونسته بهت بگه... «اسمش عشقه»
با تو... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
همه چیز « با تو» شروع شد اما هیچ چیز « بدون تو» تمام نمیشود حتی همین دلتنگی های من
تنها... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
شاید تنها کسی نیستم كه دوستت دارم اما.... كسی هستم كه تنها تورو دوست دارم و این تنها تفاوت من با آدمای دور و برته ! و تو .... « فرق است بین کسی که تنهاتو را میخواهد با کسی که تو را هم میخواهد »
یه خونه ی کوچیک... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
بخاطر تو دلم با اینکه زود شکست نه باز عاشق شد نه دوست پیدا کرد نه پای درد دل٬ هر کی رسید نشست نه سفره ی دلشو٬ پیش کسی وا کرد ب دیدنم که میای برام ستاره بیار چراغ اول این٬ شبو تو روشن کن بازم اگه حرفام حوصله تو سر برد هنوز سحر نشده هوای رفتن کن....
وای بر من اگر قدر ندانم... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
خدایا.. سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس شاید "خاکی" از گلدان یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند : برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت" و پروردگارم بزرگوارانه اج...
تو - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
سخت است هی باشد خیالت هی نباشی تو هی من بسازم عشق را٬ از هم بپاشی تو من سایه ی سرد زمستان گوشه ی ایوان فیروزه در فیروزه های روی کاشی تو من صاف و ساده،متن یک احساس رو در رو غرق ِ هزار اما و آیا و حواشی تو شب آمده با یک بغل رویای چشمانت شبآمده تا بر دل من خون بپاشی تو با هر حضور سرد با هر گفتگوی گرم!!...
قرار نیست... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
قرار نیست ... من بنویسم و تو بخوانی !! حتی قرار نیست ... بفهمی که من به خاطر تو نوشته ام ! فقط ... قرار است دلم ارام بگیرد ... که نمیگیرد ..!!
..... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:13
یاد اون روزا افتادم روزایی که دور هم جمع بودیم با خوشی هم میخندیدم با غم وغصه هم غصه میخوردیم ...یا نه اصن آدم میومد اینجا غصه هاشو یادش میرفت با وجود دوستای خوبی که.... ههعی یادش بخیر یادتون بخیر دوستان هرکدوم این پستو خوندین اگه دوس داشتین آدرس اینستاتونو بذارین

برچسب‌های مرتبط

اسمش عشقه | اسمش عشقه مرتضی پاشایی | اسمش عشقه متن | اسمش عشقه از پاشایی | اسمش عشقه دانلود | اسمش عشقه مرتضی | اسمش عشقه پاشايي | اسمش عشقه اپارات | اسمش عشقه مرتضی پاشایی اپارات | اسمش عشقه مرتضی پاشای